تبليغاتX
آخرین تک ستاره

                        * بِسمِ اللّهِ اَلرَّحمنِ الرَّحيم *

 

                 نيمه شعبان

 

 

 

 

دعاي ندبه           ادركني

اگر به وبلاگ من سر زديد حتماًاين قسمت را بخوانيد.

 

 كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْليمًا وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخيهِ رِدْءًا وَ وَزيرًا وَ بَعْضٌ اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ اَبٍ وَ اتَيْتَهُ الْبَيِّناتِ وَ اَيَّدتَهُ بِروحِ الْقُدُسِ وَكُلّ ٌ شَرَعْتَ لَهُ شَريعَة ً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجًا وَ تَخَيَّرْتَ لَهُ اَوْصِياءَ مُسْتَحْفَِظً بَعْدَ مَسْتَحفِظٍ مِنْ مُدّةٍ اِلي مُدّةٍ اِقامَة ً لِدينِكَ وَ حُجَّة ً عَلي عِبادِكَ وَلِئَلّا ...........................  

 هيهات 

شعر...................................................

 

ستاره سهيل

ستاره‌‌‌‌‌‌‌ سهيل من

باغ بهار من تويي

شكوفه ي انار تويي

پروانه ي روي گلي

نگاه به شبنم مي كني

روي گل ها هم مي شيني

دست روي ابرها مي كشي

تو رقص باد ناز مي كني

چشماتو هي باز مي كني

نگاه  به  من تو مي  كني

اي بارون رحمت  من

بازم ببار تا كه بياي كنار من

                                              شعر از ميناز عباسي

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط نور در جمعه 1385/09/17 و ساعت 9:51 PM |

 

 

چشم انتظار

                           .....و شايد ما گمان مي كنيم

 

ماچشم انتظار آمدنت هستيم .

تو خوب ميداني و خداي تو نيز گواه است كه راست مي گوييم .

راست مي گوييم كه سخت دلتنگ ديدار توايم ودر آتش فراق و

 هجرانت مي سوزيم.

اينكه از هر مسافري نشان تو را مي پرسيم، اينكه ندبه مي خوانيم،

 ضجه مي زنيم ،مويه مي كنيم وناله سر مي دهيم وبا همه قلب و

جان وروحمان ظهورت را از خودت وخدايت طلب مي كنيم، جز تو

 هيچ كس را نمي جوييم وجز خداي تو هيچ كس را قادر مطلق نمي دانيم .

 

 

اما چرا صداي فريادهاي ما آنچنان رسا نيست كه به گوش تو برسد؟

چرا ضجه هاي ماآنچنان ترحم انگيز نيست كه تو را به آمدن ترغيب كند؟

چرا استغاثه ها ي ما آنچنان استغاثه نيست كه اجابت خدايت را بر انگيزد؟

چرا دستهاي تمناي ما آنچنان بلند نيست كه پرده از رخ زيباي تو بردارد؟

نكند كه ما قواعد دوست داشتن را نمي دانيم؟

نكند كه ما راه ورسم انتظار را بلد نيستيم؟

نكند كه ما دست به كاري مي بريم ودل به كار ديگري مي سپاريم ؟

نكند كه ما به گونه اي حرف مي زنيم و به گونه اي ديگر عمل مي كنيم؟

نكند كه ما مصداق همان گرمه از شيعيان تو نيستيم كه تو در نامه مقدست،

به شيخ مفيد اشاره كرده اي :

فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكوهه ولا نوثره منهم ؛

هيچ چيز ميان ما وشيعيانمان فاصله نمي اندازد ودست دوستانمان را از

دامن ما كوتاه نمي كند مگر كارهاي ناپسندشان!

پس شايد راه ورسم انتظار اين نيست كه ما گمان مي كنيم.

وشايد ماگمان مي كنيم كه چشم اتظار آمدنت هستيم.

                                                                        سيد مهدي شجاعي 

 

                 

+ نوشته شده توسط نور در جمعه 1385/09/17 و ساعت 1:48 PM |
 

                      يا مهدي

 

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است ؟

                                                گفتا : توخود حجابی ، وَرنه رُخَم عیان است

                                                                               

                                                                                                        فیض کاشانی     

 

 

درسته مطلبي كه رو كه من اينجا نوشتم زياد شنيديد ولي يادآوري آن باعث مي شه ما بيش تر به معنويات خودمون توجه كنيم.

براي مقدمه ظهور حضرت مهدي ما بايد چهار چيز را بيش تردر درون خودمون

تقويت كنيم.

اول اينكه:

به ظهور حضرت مهدي يقين داشته باشيم يعني اگر علم ويقين درما بيش تر شود حالت انتظاردر ما بيش تر مي شود.

اگر شك وشبهه در ما ايجاد شود درنتيجه انتظار در ما سست مي شود.

 

دوم اينكه:

ما ظهور حضرت را نزديك بدانيم، حالت انتظار در ما بيش تر مي شود و ايمان ما بيش تر مي شود ولي اگر فكر كنيم زمان ظهور دور ودست نيافتني است حالت انتظار در ما كم مي شود.

 

سوم اينكه:

به خود ظهور اعتقاد داشته باشيم يعني ترسيم روشني از ظهور حضرت مهدي براي خودمون داشته باشيم اينكه با ظهور حضرت چه آينده روشني در انتظار ماستو در آن زمان عدالت ومهرباني خواهد بود.

 

چهارم اينكه:

علاقه فراوان به حضرت مهدي داشته باشيم وامام زمان را دوست داشته باشيم

در نتيجه ظهور او را دوست خواهيم داشت وحالت انتظار را امام در ما ايجاد خواهند كردودر كارهايي كه بايد در زمان غيبت ايشان بايد انجام دهيم ياري مي رسانند. 

 

+ نوشته شده توسط نور در جمعه 1385/09/17 و ساعت 1:48 PM |

                             

+ نوشته شده توسط نور در پنجشنبه 1385/08/25 و ساعت 9:49 PM |
 

يا مهديصلوات

 

نگهدارى حق

«حَفِظَ اللّهُ الْحَقَّ عَلى أَهْلِهِ، وَاَقَرَّهُ في مُسْتَقَرِّهِ، وَ قَدْ اَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ تَكُونَ الاِْمامَةُ فِي أخَوَيْنِ إِلاّ في الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، وَإذْ أَذِنَ اللّهُ لَنا فِي الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَاضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَانْحَسَرَ عَنْكُمْ، وَإِلَى اللّهِ اَرْغَبُ فِي الْكِفايَةِ، وَجَميلِ الصُّنْعِ وَالْوِلايَةِ وَحَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ، وَصَلّى اللّهُ على مُحَمَّد وَآلِ مُحمَّد».

خداوند، حق را بر اهلش نگه داشته و آن را در جايگاه خود ثابت قرار داده است، و از اين كه امامت و پيشوايى را در دو برادر، جز حسن و حسين(عليهما السلام)قرار دهد خوددارى نموده است، و هرگاه خداوند اجازه سخن گفتن به ما بدهد حق آشكار شده و باطل نابود و از شما دور مى گردد، و من به خدا روى مى آورم تا امور ما را كفايت نمايد و با ما به نيكويى رفتار كند و سرپرستى فرمايد، و او خوب وكيلى است و درود خداوند بر محمّد و خاندانش باد.

 

حقّ امام زمان(عليه السلام)

«وَلَوْلا أَنَّ أَمْرَ اللّهِ لا يُغْلَبُ، وَسِرَّهُ لايَظْهَرُ وَلايُعْلَنُ، لَظَهَرَ لَكُمْ مِنْ حَقِّنا ما تَبْتَزُّ مِنْهُ عُقولُكُمْ، وَيُزيلُ شُكُوكَكُمْ وَلكِنَّهُ ما شاءَ اللّهُ كانَ، وَلِكُلِّ أَجَل كِتابٌ، فَاتّقُوا اللّهَ وَسَلِّمُوا لَنا وَرُدُّوا الأَمْرَ إِلَيْنا فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ كَما كَانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَلا تُحاوِلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ وَلا تَميلُوا عَنِ الْيَمينِ وَتَعْدِلُوا إلَى الْيَسارِ، وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنَا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْوَاضِحَةِ».

اگر اين نبود كه نبايد امر خدا ناديده گرفته شود و سرّ الهى آشكار و ابراز گردد، حقّ ما آن گونه بر شما ظاهر مى شد كه عقلهايتان را بِرُبايد و ترديدهايتان را برطرف كند; ليكن آنچه را كه خداوند خواسته انجام مى شود و براى هر سرآمدى، كتاب و نوشته اى است. پس از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كار را به ما واگذاريد و بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب بيرون آوريم چنان كه ما شما را به سرچشمه برديم.

براى كشف آنچه از شما پوشيده داشته شده كوشش مكنيد، و از راه راست منحرف نشويد، و به نادرستى نگراييد. و بر اساس سنّت آشكار الهى به وسيله محبّت و دوستى خود، راه و مقصدتان را به سوى ما قرار دهيد.

 

نشانه قيام

«وَآيَةُ حَرَكَتِنا مِنْ هذِهِ اللَّوْثَةِ حادِثَةٌ بِالْحَرَمِ الْمُعَظَّمِ، مِنْ رِجْسِ مُنافِق مُذَمَّم، مُسْتَحِلٍّ لِلدَّمِ الْمُحَرَّمِ، يَعْمَدُ بِكَيْدِهِ أَهْلَ الاِْيمانِ، وَلايَبْلُغُ بِذلِكَ غَرَضَهُ مِنَ الظُّلْمِ لَهُمْ وَالْعُدْوانِ، لاَِنَّنا مِنْ وَراءِ حِفْظِهِمْ بِالدُّعاءِ الَّذي لا يُحْجَبُ عَنْ مَلِكِ الأَرْضِ وَالسَّماءِ».

نشانه حركت و قيام ما از اين خانه نشينى، حادثه اى است كه در مكّه معظّمه روى خواهد داد; حادثه اى برخاسته از پليدىِ انسانى دو رو و نكوهيده كه خونريزى را حلال مى شمرد و باكِيد و نيرنگ خود، آهنگ جان مؤمنان مى نمايد; امّا با آن كار به هدف ظالمانه و ستم بار خود نخواهد رسيد. زيرا ما با دعايى كه از دارنده آسمان و زمين پوشيده نمى ماند و ردّ نمى شود براى حفاظت و نگهدارى آنان آماده ايم.

رابطه آفرينش و روزى بخشى خداوند باامام زمان(عليه السلام)

«إنَّ اللّهَ تعالى هُوَ الَّذي خَلَقَ الاَْجْسامَ، وَقَسَّمَ الاَْرْزاقَ، لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالٍّ في جِسْم، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ، وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ.

وَأَمَّا الاَْئِمَّةُ(عليهم السلام)، فَإِنَّهُمْ يَسْأَلُونَ اللّهَ تَعالى فَيَخْلُقُ، وَيَسْأَلُونَهُ فَيَرْزُقُ إِيجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَإِعْظاماً لِحَقِّهِمْ».

همانا خداوند متعال است كه اجسام را آفريده و روزيها را تقسيم مى كند، زيرا نه خود جسم است ونه در جسمى حلول كرده; چيزى مانند او نيست و او شنواى بيناست.

امّا امامان(عليهم السلام) از خدا درخواست مى كنند و خداوند به خاطر اجابت درخواست آنان و بزرگداشت حقّ ايشان، موجودات را مى آفريند و روزى مى بخشد.

+ نوشته شده توسط نور در پنجشنبه 1385/08/25 و ساعت 1:47 PM |

 

                                                                              اسلام عليك يا مهدي

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)                            
 

حضرت مهدى(عج) در احاديث قدسى

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»( [25] )

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مي گذري؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهمخداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مىگيرم.»( [26] )

 

حضرت مهدى(عج) درآينه حديث

1 ـ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) :

«لاتقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منّا و ذلك حين يأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خليفة اللّه عزّوجلّ و خليفتى.»( [27] )

«روز قيامت فرا نمىرسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مىيابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مىشود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»

 

 

2 ـ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) :

قال للحسين(عليه السلام) : «التاسع من ولدك يا حسين! هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل»، قال الحسين (عليه السلام)فقلت: يا اميرالمؤمنين و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (عليه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جميع البريّه و لكن بعد غيبة و حيرة لاتثبت فيها على دينه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين أخذ اللّه ميثاقهم بولايتنا و كتب فى قلوبهم الايمان و ايّدهم بروح منه».( [28] )

«به حسين (عليه السلام) فرمود: نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است.

امام حسين (عليه السلام) گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟

فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمىماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»

 

3 ـ حضرت زهرا (عليها السلام):

«قال لى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) أبشرى يا فاطمة، المهدىّ منك».( [29] )

«رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اينكه حضرت «مهدى (عليه السلام) » از نسل توست.»

ادامه دارد. . .

 

+ نوشته شده توسط نور در پنجشنبه 1385/08/25 و ساعت 1:46 PM |

 

 

 

براساس واقعيت          

 

 

  داستان

 

درويشي به خانه اي رسيد وتكه اي  نان خواست .

دختر بچه اي در خانه بود، گفت: " نداريم."

پرسيد: " پس كمي نمك بياور ."

گفت: " نداريم. "

پرسيد: " گوزه اي آب "

 گفت : " نداريم. "

پرسيد :" مادرت كجاست؟ "

گفت : " يكي از آشنايان ما مرده واو رفته كه به آنها تعزيت بگويد."

درويش گفت : " اين گونه كه من وضع شما را مي بينم، آشنايانتان بايد به تعزيت شما بيايند ."

 

                                               ((رساله دلگشا )) عبيد زاكاني

ادامه دارد. . .

 

 

 

براي سلامتي و ظهور حضرت مهدي يك صلوات محّمدي پسند بفرستيد

 

+ نوشته شده توسط نور در پنجشنبه 1385/08/25 و ساعت 1:18 PM |

 

 

دست خط امام زمان (عج) در جمكران توزيع شد

دست خط امام زمان

 

آبان ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۰۰ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب : عکس روبه رو تصويري ست جنجال براگيز كه طي چند روز گذشته بازتابها و بازخوردهاي فراوان داشته و حساسيت به اين تصوير به خاطر عده اي ست كه معتقدند « در قسمت بالای عکس نامه به خط امام زمان است و در زير توضيحات عبدالسلام محمد الحر».اين عكس در برخي مناطق تهران و مسجد جمكران به وسعت بسيار زيادي توزيع شده است.

به گزارش خبرگزاري «انتخاب»، در متن توضيح همراه اين نامه آمده است:

من، عبدالسلام محمد الحر هستم که امور تعمیر و نگهداری مسجد حضرت سیده نرجس سلام الله علیها مادر مولایمان حضرت مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز مسوولیت ساختن منزلی را که وقف این مسجد و برای عالم دینی آن در شهر جباع می باشد|، بر عهده دارم. من خداوند عزوجل و تمامی ملایکه و پیامران خدا و جانشینان آنان را – که صلوات و رحمت الهی بر آنان باد- بر گفتار خویش گواه می گیرم.

برحسب عادت همیشگی در هر سال و در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامه ای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه می دانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند.

دست خط

 

این نامه هدیه ای است بسیار گرانبها عزیز و گرامی و بسیار مبارک صلوات و سلام پروردگار بر مسلمانان و تمامی مومنین و رحمت خدا بر آنان باد.

امضاء: عبدالسلام محمدالحر

 

+ نوشته شده توسط نور در یکشنبه 1385/07/02 و ساعت 9:50 PM |